شناسه : 38935715

بودجه 1400 و اعداد و ارقام گمگشته


دولت امروز با تصورات خویش برای دولت آتی، بودجه ای را با ساختاری قدیمی و در تعارض با سند تحول بنیادین طرح ریزی و ارائه نموده است.

به گزارش یزدرسا، چندی پیش، دولت لایحه بودجه سال 1400 را تقدیم مجلس کرد، که ما در اینجا کاری به اصل بودجه نداریم و بی وقفه به سراغ بودجه معین شده حیطه خود یعنی "آموزش و پرورش" می‌رویم.

دولت امروز با تصورات خویش برای دولت آتی، بودجه ای را با ساختاری قدیمی و در تعارض با سند تحول بنیادین طرح ریزی و ارائه نموده که شاید در نگاه اول به این بودجه با مشاهده رشد 47 درصدی آن امیدوار شویم، اما عمر این امید، دوامِ زیادی نمی آورد، زیرا بعضی منابع تخصیص داده شده از راه هایی چون فروش نفت، در واقع خیالی و غیر قابل حصول هستند. 

با درنظر گرفتن عدالت درونی و مقایسه این بودجه در بخش های داخلی آموزش و پرورش متوجه میشویم، حدود 94 تا 96 درصد از آن برای تامین حقوق پرسنل اعمال میگردد و به معنای واقعی پولی برای تربیت معلم، نوسازی مدارس، ارتقای عدالت آموزشی، و... باقی نمی ماند.

جدایِ از غلط های مبرهن محتوایی،علمی، دستوری و نگارشی در بودجه شاهد تعارضاتی نیز در بخش های مختلف آن هستیم، که برای ردیف های بودجه یکسان، در محل های مختلف هزینه های متفاوت اعمال شده است و گویی بودجه به خوددرگیری دچار است. بودجه اختصاص داده شده برای آموزش و پرورش در این لایحه، 60_61 درصد رشد داشته ولی آموزش عالی شاهد رشد 75 درصدی بوده،و باید خاطر نشان کرد که نهاد آموزش و پرورش با دو طرح "رتبه بندی" و "اعمال مدرک دوم تحصیلی" روبروست و قول عملی کردنش را داده ولی آموزش عالی، اعمال چنین مصوباتی در دستور کار خود ندارد. 

نویسندگان این لایحه، بودجه سال آینده را بر فرض میزان دلار 11500تومان قرار داده اند و برای ابتدائی های سرانه ای تقریبا 5.400 هزار تومان و برای دانش آموزان بخش متوسطه اول و دوم سرانه ای حدوداً 7 میلیون تومان را، مکتوب و معین کرده اند و این در صورتي است که، دانش آموزان محصل در خارج از کشور که از لحاظ مالی از ایران تامین میشوند دارای سرانه ای نزدیک به 51 الی 58 میلیون تومان هستند و مشخص نیست این هزینه ها را برحسب چه میزان دلاری بیان شده است!

دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربيت دبیر شهید رجایی، با مسئولیت یکسان تربیت معلم، اما حقوق و وظایفی بس متفاوت را مشتمل هستند. با در نظر گرفتن اینکه، برای هر نهادی یک بودجه تعلق میگرد و یک درآمدی معین میشود، تا پرداخت گردد.

تعداد دانشجویان دانشگاه فرهنگیان 14 برابر تعداد دانشجویان دانشگاه شهید رجائی است، ولی بودجه آنها تنها 7 برابر است، که بایستی این بودجه تعلق گرفته نیز 14 برابر میبود، از طرفی انتظار این است که درآمد اخذ شده از دانشجویان فرهنگیان 14 برابر باشد، اما در آمدی که از این دانشگاه گرفته میشود،بسیار بیشتر از این مقدار است. 

دانشگاه هایی چون شهید رجایی، صنعتی شریف، تهران و... که خدمات فنی و مهندسی را ارائه میدهند و قابلیت درآمد زایی دارند، درآمد اختصاصی آنها به اندازه حتی نصف دانشگاه فرهنگیان هم نیست، اما مسئله اینجاست، که اگر یک پرديس فرهنگیان با تعداد دانشجویی، حدود 1000تا1500 نفر، درآمدی کسب کند، که از کل دانشگاه های چون شهید رجایی هم بیشتر باشد، خوب صاحب‌نظران راهکار های خود را به مسئولین دیگر دانشگاه ها هم بگویند تا به این شکل کسب درآمد کنند. 

پیرو اهمیت فراوان مقام معظم رهبری به قشر معلمین و اهمیت استخدام معلم از طریق دانشگاه های فرهنگیان و شهید رجایی، باید گفت که کشور ما در سال 1403 با ریزش شدید تعداد معلمین و افزایش تعداد بازنگشتگان مواجه است ولی، تمرکز فعلی صاحب منصبان بر جذب معلم از طرقی غیر آن من الجمله ماده 28 است که صرفا با آزمون استخدامی و کاهش و حتی حذف دوره آموزشی است، و بنوعی باید گفت سهمیه دانش آموزان در کنکور برای ورود به دانشگاه فرهنگیان، در اختیار این قشر قرار میگیرد. 

مشکلات و تعارضاتی بس فراوان تر در این زمینه موجود است، که تحریرش در اینجا نمی گنجد، ما تمام سعی خود را بکار بسته و هدفی جز عدالت خواهی در سر نداریم، اما آنچه مهم است این است که یک دست هیچگاه صدا ندارد و امیدواریم توجه ای بیش از پیش به این مسائل مهم گردد.

فاطمه حاج‌حسنی

انتهای پیام/




آدرس کوتاه :
رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 3.0 stars out of 5.