شناسه : 792814


هم‌زمان با برگزاری اجلاس «سران  کشورهای غیر متعهد» در تهران هم گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران و هم کشورهای مخالف ایران، تلاشهای گسترده ای برای ایجاد اختلال در امر برگزاری این اجلاس انجام دادند. از یک سو دولت‌های غربی تلاش کردند تا با فشارهای مختلف، این اجلاس بی رونق و ضعیف برگزار شود واز سوی دیگر گروههای وابسته به جریان سبز برایجاد مشکلات امنیتی درتهران حین برگزاری نشست تمرکز کردند. گروههای موسوم به جریان سبز در یک هفته مانده به شروع این نشست بین المللی در تهران، از چند طریق سعی در اجرایی کردن برنامه‌های خود درباره این اجلاس داشتند. راهکاری آن‌ها برای ایجاد مشکلات در زمان برگزاری این رخداد سیاسی در تهران، روی چند موضوع محدود شد. الله اکبر گفتن‌های شبانه، عدم خروج از تهران، در صورت فراهم بودن شرایط حضور خیابانی، از جمله پیشنهادهایی بود که این جریان و وابستگان به آن در فضای مجازی و شبکه های مختلف مطرح کردند. علاوه بر این حتی پیشنهادات آنها به راه کارهای عجیبی مثل آلوده کردن خیابانها و ریختن آشغال در خیابان هم رسید که این موضوع حتی از سوی برخی از خود آنها خنده دار و تمسخر آمیز توصیف شد. در بین خود این جریان سه دسته وجود داشت. دسته اول کسانی بودند که با توجه به بی اعتنایی مردم به فراخوان‌های قبلی و کلیه فعالیت‌های آنها، به کلی ناامید بودند که این دسته گروه غالب را تشکیل می‌داد. دسته دوم از جمله افرادی محسوب می‌شدند  که این به اصطلاح راه کارها را با ناامیدی و به نوعی اطمینان به شکست خوردن آن مطرح می‌کردند و به نوعی سعی درانداختن سنگی در تاریکی داشتند. اما دسته سوم که افراد بسیاری قلیلی بودند با خوش باوری قابل وصفی با لینک‌گذاری در سایت‌هایی هم‌چون بالاترین و آزادگی سعی در دامن زدن به پیشنهادات خود و دیده شدن آنها می‌کردند. در این میان برگزاری نشست عدم تعهد در تهران با بهترین کیفیت ممکن و با بیشترین میزان همکاری شهروندان تهرانی موضوعی بود که برای هر کدام از این سه دسته شکست بزرگی به حساب می آید. شکستی که با قابل پیش بینی بودنش باز هم شوک جدیدی را به جریان سبز وارد کرد. چرا که اولا بخش قابل توجهی از شهروندان تهرانی با بی اعتنایی کامل به تمام پیشنهادات و فعالیتهای این دسته جریان سبز به مسافرت رفتند و ثانیا آن دسته از شهروندانی که در تهران ماندند با پلیس و نیروهای مربوطه به بهترین نحو ممکن همکاری داشتند. ثالثا بخش قابل توجهی از شهروندان تهرانی چنین تعطیلی را برای برگزاری این اجلاس مهمی لازم دانستند و از آن به عنوان فرصتی برای استراحت بهره بردند. تمام این اتفاقات باعث شد که جریان سبز و چهره‌های آن پس از متحمل شدن چنین ناکامی و بی‌اعتنایی دوباره شهروندان به این فراخوان‌ها و پیشنهادات، به شدت واکنش نشان دهند. آن چنان که حتی برخی از آنها که عصبانیت در واکنشهای‌شان آشکار بود عامل شکست را پیشنهاد دادن شعارالله اکبر عنوان کردند و در چند روز اخیر دائما به مقدسات توهین می‌کنند و حتی چنین تیترهای توهین‌آمیزی  را جزو موضوعات مهم فضای مجازی قرار داده‌اند. در این بین چهره‌هایی مانند مجتبی واحدی که چندی پیش به تعبیر خودش از مشاورت مهدی کروبی استعفا داده بود با انتشار نامه‌ای ضمن اعتراف ضمنی به شکست جریان سبز در اجلاس غیرمتعهدها به میزبانی تهران، به خودی‌ها حمله کرده و این گونه برنامه‌ریزی‌های بی‌نتیجه را سبب ناامیدی دانسته است. واحدی که این روزها در آمریکا به سر می‌برد در نامه‌ای که با عنوان نامه‌ای به خبرنگاران خارجی نوشته است صراحتا از بان کی مون به دلیل عدم ملاقات با موسوی و کروبی انتقاد کرده و حتی رسانه‌های وابسته به جریان سبز را به دلیل انتشار اخبر دروغ ملاقات دبیر کل سازمان ملل با این دو نفر را مورد شماتت قرار می کند. در این بین آن چه که در نامه مجتبی واحدی مشهود به نظر می‌رسد نارضایتی او از خودی هاست که این روزها برای برجسته کردن اخبار خود به دروغ متوسل می شوند. البته مسئله دیگری که در نامه او به عینه به چشم می‌خورد فرافکنی‌های او برای نپرداختن به ناکامی جریان سبز در جریان این نشست بین‌المللی در تهران است. آن چنان که در نامه خود دائما  بر مسائل پیش پا افتاده‌ای مثل تمهیدات و هزینه برگزاری این نشست در تهران تاکید می‌کند. هزینه‌هایی که در همه جای دنیا برای برگزاری چنین نشست مهمی و دستاوردهای آن کاملا مرسوم و عادی است و حتی خود واحدی به عرف بودن آن کاملا آگاهی دارد. با احتساب همین موضوع می‌توان نامه واحدی را یک اعتراف پنهان به شکست دانست. اعترافی که واحدی برای گریز از آن دائما در نامه خود به مسائل انحرافی و غیر واقع اشاره می‌کند. با توجه به تمام این مسائل به نظر می‌رسد که تنها دستاوردی که اجلاس تهران برای جریان سبز و چهره‌هایی این جریان درپی داشت ناکامی چند جانبه‌ای است که با توجه به بی‌اعتنایی شهروندان به فراخوان‌های قبلی قابل پیش بینی بود.

هم‌زمان با برگزاری اجلاس «سران  کشورهای غیر متعهد» در تهران هم گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران و هم کشورهای مخالف ایران، تلاشهای گسترده ای برای ایجاد اختلال در امر برگزاری این اجلاس انجام دادند. از یک سو دولت‌های غربی تلاش کردند تا با فشارهای مختلف، این اجلاس بی رونق و ضعیف برگزار شود واز سوی دیگر گروههای وابسته به جریان سبز برایجاد مشکلات امنیتی درتهران حین برگزاری نشست تمرکز کردند.

گروههای موسوم به جریان سبز در یک هفته مانده به شروع این نشست بین المللی در تهران، از چند طریق سعی در اجرایی کردن برنامه‌های خود درباره این اجلاس داشتند. راهکاری آن‌ها برای ایجاد مشکلات در زمان برگزاری این رخداد سیاسی در تهران، روی چند موضوع محدود شد. الله اکبر گفتن‌های شبانه، عدم خروج از تهران، در صورت فراهم بودن شرایط حضور خیابانی، از جمله پیشنهادهایی بود که این جریان و وابستگان به آن در فضای مجازی و شبکه های مختلف مطرح کردند. علاوه بر این حتی پیشنهادات آنها به راه کارهای عجیبی مثل آلوده کردن خیابانها و ریختن آشغال در خیابان هم رسید که این موضوع حتی از سوی برخی از خود آنها خنده دار و تمسخر آمیز توصیف شد.

در بین خود این جریان سه دسته وجود داشت. دسته اول کسانی بودند که با توجه به بی اعتنایی مردم به فراخوان‌های قبلی و کلیه فعالیت‌های آنها، به کلی ناامید بودند که این دسته گروه غالب را تشکیل می‌داد. دسته دوم از جمله افرادی محسوب می‌شدند  که این به اصطلاح راه کارها را با ناامیدی و به نوعی اطمینان به شکست خوردن آن مطرح می‌کردند و به نوعی سعی درانداختن سنگی در تاریکی داشتند. اما دسته سوم که افراد بسیاری قلیلی بودند با خوش باوری قابل وصفی با لینک‌گذاری در سایت‌هایی هم‌چون بالاترین و آزادگی سعی در دامن زدن به پیشنهادات خود و دیده شدن آنها می‌کردند.

در این میان برگزاری نشست عدم تعهد در تهران با بهترین کیفیت ممکن و با بیشترین میزان همکاری شهروندان تهرانی موضوعی بود که برای هر کدام از این سه دسته شکست بزرگی به حساب می آید. شکستی که با قابل پیش بینی بودنش باز هم شوک جدیدی را به جریان سبز وارد کرد. چرا که اولا بخش قابل توجهی از شهروندان تهرانی با بی اعتنایی کامل به تمام پیشنهادات و فعالیتهای این دسته جریان سبز به مسافرت رفتند و ثانیا آن دسته از شهروندانی که در تهران ماندند با پلیس و نیروهای مربوطه به بهترین نحو ممکن همکاری داشتند. ثالثا بخش قابل توجهی از شهروندان تهرانی چنین تعطیلی را برای برگزاری این اجلاس مهمی لازم دانستند و از آن به عنوان فرصتی برای استراحت بهره بردند.

تمام این اتفاقات باعث شد که جریان سبز و چهره‌های آن پس از متحمل شدن چنین ناکامی و بی‌اعتنایی دوباره شهروندان به این فراخوان‌ها و پیشنهادات، به شدت واکنش نشان دهند. آن چنان که حتی برخی از آنها که عصبانیت در واکنشهای‌شان آشکار بود عامل شکست را پیشنهاد دادن شعارالله اکبر عنوان کردند و در چند روز اخیر دائما به مقدسات توهین می‌کنند و حتی چنین تیترهای توهین‌آمیزی  را جزو موضوعات مهم فضای مجازی قرار داده‌اند.

در این بین چهره‌هایی مانند مجتبی واحدی که چندی پیش به تعبیر خودش از مشاورت مهدی کروبی استعفا داده بود با انتشار نامه‌ای ضمن اعتراف ضمنی به شکست جریان سبز در اجلاس غیرمتعهدها به میزبانی تهران، به خودی‌ها حمله کرده و این گونه برنامه‌ریزی‌های بی‌نتیجه را سبب ناامیدی دانسته است. واحدی که این روزها در آمریکا به سر می‌برد در نامه‌ای که با عنوان نامه‌ای به خبرنگاران خارجی نوشته است صراحتا از بان کی مون به دلیل عدم ملاقات با موسوی و کروبی انتقاد کرده و حتی رسانه‌های وابسته به جریان سبز را به دلیل انتشار اخبر دروغ ملاقات دبیر کل سازمان ملل با این دو نفر را مورد شماتت قرار می کند.

در این بین آن چه که در نامه مجتبی واحدی مشهود به نظر می‌رسد نارضایتی او از خودی هاست که این روزها برای برجسته کردن اخبار خود به دروغ متوسل می شوند. البته مسئله دیگری که در نامه او به عینه به چشم می‌خورد فرافکنی‌های او برای نپرداختن به ناکامی جریان سبز در جریان این نشست بین‌المللی در تهران است. آن چنان که در نامه خود دائما  بر مسائل پیش پا افتاده‌ای مثل تمهیدات و هزینه برگزاری این نشست در تهران تاکید می‌کند. هزینه‌هایی که در همه جای دنیا برای برگزاری چنین نشست مهمی و دستاوردهای آن کاملا مرسوم و عادی است و حتی خود واحدی به عرف بودن آن کاملا آگاهی دارد. با احتساب همین موضوع می‌توان نامه واحدی را یک اعتراف پنهان به شکست دانست. اعترافی که واحدی برای گریز از آن دائما در نامه خود به مسائل انحرافی و غیر واقع اشاره می‌کند.

با توجه به تمام این مسائل به نظر می‌رسد که تنها دستاوردی که اجلاس تهران برای جریان سبز و چهره‌هایی این جریان درپی داشت ناکامی چند جانبه‌ای است که با توجه به بی‌اعتنایی شهروندان به فراخوان‌های قبلی قابل پیش بینی بود.



آدرس کوتاه :