شناسه : 37330146
شقایقی در کویر؛


محمد منتظرقائم قبل از انقلاب چندین بار توسط ساواک تحت تقیب قرار می‌گیرد که یک بار دستگیر و به مدت 15 ماه زندانی می‌شود.

به گزارش یزدرسا، محمد منتظرقائم متولد سال ۱۳۲۷ در شهر فردوس از توابع استان خراسان است، البته خانواده محمد به‌ علت ایستادگی پدرش در مقابل جیره‌خواران حکومت وقت، مجبور به هجرت از فردوس می‌شوند و در شهر و دیار پدریش، یعنی یزد سکنی می‌گزینند.

نوجوانی با شور انقلابی‌گری

هنوز پانزده سال بیشتر نداشت كه به همراه پدرش به صف مبارزین قیام پانزده خرداد 1342 پیوست و با تكثیر و پخش اعلامیه‌های امام و افشای تبهكاری‌های حكومت پهلوی در پیشبرد جنبش امام خمینی(ره) تلاش می کرد.

محمد منتظرقائم قبل از انقلاب چندین بار توسط ساواک تحت تقیب قرار می‌گیرد که یک بار دستگیر و به مدت 15 ماه زندانی می‌شود.

حجت‌الاسلام مهدی منتظرقائم برادر شهید در این ارتباط می‌گوید: محمد برای اولین بار در اسفند ماه سال 1351 و آن زمانی که در شرکت توانیر کار می‌کرد، دستگیر شد. محمد شب کار بود و نیروهای رژیم شبانه به آن شرکت رفتند و او را دستگیر کردند. او را پس از دستگیری به محل زندگیش بردند و هم‌اتاقی‌هایش را هم دستگیر کردند. حتی فرزند صاحبخانه هم که با آنان رفت و آمد داشت را دستگیر کردند. او پس از دستگیری به مدت 15 ماه در زندان بود.

همچنین خانم صدیقه مدرس ثانوی همسر شهید منتظرقائم در این رابطه می‌گوید: شهید محمد منتظر قائم در سایه فعالیت‌های گروهی خود برای مبارزه با طاغوت شناسایی، دستگیر و زندانی شد که در پی این روند تحت شکنجه‌های وحشیانه ساواک قرار گرفت؛ لذا پس از ۱۵ ماه تحمل شکنجه و زندان مأموران شاه به دلیل عدم اعتراف شهید محمد منتظر قائم ناچار شدند وی را آزاد کنند که پس از آزادی همچنان به دلیل زنده‌بودن روحیه مبارزه علیه باطل، به مبارزه پرداخت.

خانم مدرس ثانوی، درباره ویژگی های شخصیتی شهید نیز، ولایتمداری را از بی‌نظیرترین شاخصه‌های شهید منتظر قائم می‌داند و می‌گوید: شهید منتظر قائم اوایل انقلاب تحت فرمان رهبری بود؛ چنانچه شهید همیشه درصدد این بود که ا گر خواسته باشیم که کفر نابودشده و اسلام پیروز شود، باید از رهبری تبعیت کرد که این روحیه در همان اوایل نوجوانی در وی بیدار بود.

وی با بیان اینکه شهید منتظرقائم از نظر پیروی از ولایت‌فقیه بسیار مصر بود و حرف‌های امام را لازم‌الاجرا می‌دانست، اضافه کرد: جوانان باید در مطالعه سرگذشت این شهیدان اهتمام ویژه‌ای داشته باشند و آن‌ها باید بدانند که اگر خواستار این هستند که انقلاب به دست نااهلان نیفتد، باید پیرو راه شهیدان باشند و راه آن‌ها را سرلوحه کار خویش قرار دهند.

روایت روز واقعه

احمد حبیبی بازنشسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از اولین کسانی که صحنه واقعه طبس را از نزدیک شاهد بوده است، وی چگونگی شهادت شهید منتظر قائم را اینگونه روایت می‌کند:

فانتوم ها آمدند رگبار را زدند و رفتند در این فاصله از سپاه یزد یک دستگاه استیشن ۵ نفر به فرماندهی سردار شهید محمد منتظر قائم به منطقه آمدند و از زمانی که ما به محل رفتیم تا زمانیکه از سپاه یزد آمدند حدود یک ساعت بیشتر نشد .

شهید منتظر قائم از ماشین پیاده شدند ایشان لبی خندان و بشاش داشتند و با اینکه اولین و آخرین دیدار و برخورد ما با ایشان بود حکم خود را نشان دادند و گفتند شنیدیم خبری شده و اتفاقی افتاده و آمدیم و برای ایشان گفتیم این جریانات است و ما نیز از طبس آمدیم.

من به ایشان گفتم داخل هلی کوپتر پر از اسناد است و بقیه را من نرفتم ببینم.

سردار محمد منتظر قائم پیشنهاد کردند حالا که قرار است بررسی شود به ۴ نیروی خود بگو فاصله بگیرند و ما نیز به ۴ نیروی خود میگوییم فاصله بگیرند.

من و تو برویم داخل و بررسی کنیم ببینیم قضیه چیست و اینها از کجا آمدند چون هنوز استتار شده بودند بدون هیچ آرم و نشانی.

دو موتور تریل ۴۰۰ با فاصله قرار دادیم و گفتیم اگر انفجاری رخ داد از بین نروند یک دستگاه جیپ هم بود و لن را هم با فاصله گذاشتیم.

ایشان رفتند داخل همان هلی کوپتر نگاهی کنند و برگردند و نیروها فاصله گرفتند ایشان داخل هلی کوپتر بود و من حدود ۱۰۰ متر با ایشان فاصله داشتم چون جیپ(غنایم آمریکا) را کنار گذاشته بودم و داشتم به سمت ایشان می آمدم که هماهنگی کنیم و ببینیم باید چکار کنیم.

من داشتم نگاه ایشان می کردم و سردار در حین پایین آمدن از هلی کوپتر بود که یکی از نیروهای یزد اعلام کرد محمد باز هواپیماها دارند می‌آیند من بالا را نگاه کردم دیدم چیزی دیده نمی‌شود بعد ناگهان دیدم از سمت شمال منطقه در سطح بسیار پایین و حدود ۱۰۰ متری زمین دو فروند بمب افکن اف ۴ دارند میایند.

بالا همان هلی کوپتر اولی که شهید منتظر قائم از پله های آن داشتند پایین می آمدند رسیدند و آن را هدف قرار دادند و چنان انفجاری رخ داد که تا آن زمان ندیده بودیم و از آن زمان به بعد تا حالا هم ندیدیم.

هلی کوپتر با آن عظمت و قدرت به تکه هایی نیم متری تبدیل شد که از آسمان پایین می آمد و شهید منتظر قائم در همانجا به شهادت رسیدند.

اف ۴ ها یک دور زدند و هلی کوپتر دیگری را هم زدند و از پنج فروند سالمی که نشسته بود دو تای آن را بمباران کردند و در روز پنج اردیبهشت از بین رفت.

سپس این دو فروند اف ۴ رفتند و سعی کردیم شهید منتظر قائم سریع به طبس برسانیم که شاید امیدی برای زنده ماندن ایشان باشد ولی به نظر می‌رسید که در همانجا به شهادت رسیدند.

واکنش متفاوت پدر به شهادت پسر

حجت‌الاسلام مهدی منتظرقائم برادر شهید نیز می‌گوید: روز جمعه پس از حادثه طبس به همراه پدرم به نمازجمعه تهران رفتیم. در آنجا خبر شکست آمریکایی‌ها در صحرای طبس اعلام شد. پدرم از این خبر به قدری خوشحال شد که با من و نمازگزاران روبوسی می‌کرد.

صبح روز شنبه هم قرار بود که همراه با خانواده برای خریدهای عروسی به بازار برویم که حسن از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تماس گرفت و گفت "در ماجرای حمله آمریکایی‌ها به طبس، محمد به همراه دوستانش در منطقه حضور پیدا کرده و شهید شده است. تو پدر و مادر را آماده کن تا من بیایم و با هم به یزد برویم." لذا همراه با خانواده به یزد رفتیم. سرتاسر کوچه‌مان در شهر یزد سیاه‌پوش شده بود که پدرم فرمودند تمامی این پارچه‌ها را باز کنید و پارچه‌های سفید بزنید. از آن به بعد نصب پارچه‌های سفید در یزد مرسوم شد.

در خصوص آن ماجرا هم باید بگویم که هنوز زوایای مبهمی از آن حادثه وجود دارد. دلیلش هم این است که تاکنون کسی نخواسته است که این زوایا مشخص شود. هنوز جلسه‌ای برگزار نشده است که افراد دخیل جمع شوند و درباره آن حادثه بگویند تا به یک جمع بندی دقیق و درست رسید. برخی به ما می‌گفتند که شما به عنوان خانواده بروید و شکایت کنید، بنده می‌گفتم که این موضوع شخصی نیست و باید در سطح ملی پیگیری شود. حتی موردی هم پیش نیامد که دوستان محمد که در آنجا حضور پیدا کرده‌ بودند را دور هم جمع کنند تا آنان مشاهدات خود را بیان بکنند. البته دو سال پیش که محمد به عنوان شهید شاخص سال معرفی شد، حفظ آثار سپاه این افراد را دور هم جمع کرد تا کتابی از خاطرات آنان منتشر سازد.

محمد و دوستانشان که به صحرای طبس رفتند، تصورشان این بود که آمریکایی‌ها هنوز در منطقه هستند، اما آمریکایی‌ها در منطقه نبودند و نیروی هوایی ارتش به فرماندهی امیر بهمن باقری (امیر باقری از نزدیکان بنی‌صدر و از متهمان و مرتبطان با کودتای نوژه و بختیار بود که پس از حادثه طبس دستگیر اما به دستور بنی‌صدر آزاد شد. گفته می‌شود او به همراه بنی‌صدر در سال 1360 از کشور خارج شد.)  و به فرمان بنی صدر به بمباران بالگردها و هواپیماهای به جا مانده پرداخت که گفته می‌شود این اقدام برای نابودی اسناد به جا مانده آمریکایی‌ها انجام گرفت. البته این‌ تحلیل است و خبر دقیقی نیست و باید بررسی شود، اما متاسفانه تاکنون کمیته‌ حقیقت‌یابی در خصوص بمباران صحرای طبس و شهادت برادرم محمد تشکیل نشده است.

افتخار ملت و انقلاب

رهبر معظم انقلاب درباره شهید محمد منتظرقائم می‌فرمایند: براي اينكه باز هم بيشتر نسبت به خون جوشيده اين شهيد عزيز عرض ارادتي به سهم خودم كرده باشم، اين جمله و اين نكته را عرض كنم كه شهادت اين برادر در آن كويرسوزنده‌اي كه مدفن كفار نظامي دشمن ما شد، يك معناي اين مفهوم سمبليك مي‌‌تواند اين باشد كه ما جز به بهاي خون و جز با سرمايه شهادت و جانبازي امكان ندارد كه بتوانيم در برابر جهازات صنعتي مخوف كه بيشتر تلاش و كوشش را متاسفانه براي ايجاد ابزار تخريب به كار برده تا ابزار سازنده مقاومت كنيم در همان ميداني كه متجاوزان و دزدان آمريكايي در زير تلي از خاكستر مدفون مي‌شوند برادر شهيد عزيز ما، محمد ‌منتظر قائم خونش ريخته مي‌شود و نمودي از شجاعت مي‌شود ما به وجود چنين عناصر بزرگ و عزيز، چنين روحهاي فداكار و دلهاي آشنا با خدا افتخار مي‌كنيم و اين جمله ‌اي است كه امام فرمودند من افتخار مي‌كنم به داشتن چنين جوانهايي و يقينا براي يك ملت و يك انقلاب و براي خانواده‌‌هاي شهيدپرور مايه افتخاراست چنين عناصري و خوشبختانه يك چنين نسلي در اين انقلاب پا گرفته است.

انتهای پیام/




آدرس کوتاه :