روشنایی شبهای محرم پیش از برق؛
«کَلَک» چگونه قلب تپنده حسینیههای اردکان بود؟
در روزگار پیش از برق، «کَلَک» با تأمین روشنایی حسینیهها و تعزیههای شبانه، یکی از ارکان اصلی برگزاری آیینهای محرم در اردکان بود و نقشی فراتر از یک وسیله روشنایی ایفا میکرد.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، محرم در اردکان تنها به برگزاری مراسم عزاداری و سوگواری محدود نمیشد؛ بلکه مجموعهای از سنتها، آیینها و خردهفرهنگهای مردمی را در خود جای داده بود که هر یک بخشی از هویت مذهبی و اجتماعی این شهرستان را شکل میدادند. در روزگاری که هنوز برق به خانهها، کوچهها و حسینیهها راه نیافته بود، مردم برای برگزاری مراسم عزاداری و اجرای تعزیه، راهکارهای ویژهای برای تأمین روشنایی مجالس داشتند. یکی از مهمترین این راهکارها، استفاده از سازهای سنتی به نام «کَلَک» بود؛ سازهای که علاوه بر تأمین نور و گرما، نقشی اساسی در فضاسازی مراسم مذهبی و تعزیههای شبانه ایفا میکرد.
امروزه با گسترش فناوریهای روشنایی و تغییر شیوههای برگزاری مراسم مذهبی، بسیاری از این سنتها به دست فراموشی سپرده شدهاند؛ اما هنوز هم نشانههایی از آن دوران در برخی حسینیههای تاریخی اردکان باقی مانده و خاطرات نسلهای گذشته را زنده نگه میدارد.
محرم در روزگار پیش از برق
تا پیش از ورود برق به اردکان، شبهای محرم حال و هوایی متفاوت از امروز داشت. کوچههای شهر در تاریکی فرو میرفت و تنها نور چراغهای نفتی، فانوسها و مشعلها راه را برای عزاداران روشن میکرد. با این حال، برگزاری مراسم پرجمعیت عزاداری و بهویژه تعزیه که گاه صدها نفر در آن حضور مییافتند، نیازمند منبعی قدرتمندتر برای روشنایی بود.
در چنین شرایطی، مردم اردکان از سازهای به نام «کَلَک» استفاده میکردند. کَلَک در مرکز حسینیه قرار میگرفت و با شعلههای بزرگ آتش، محیط وسیع حسینیه را روشن میکرد. نور حاصل از آن به اندازهای بود که تعزیهخوانان، نوازندگان و حاضران بتوانند تا ساعات پایانی شب در مراسم شرکت کنند.
کَلَک؛ سازهای ساده اما هوشمندانه
کَلَک معمولاً به شکل دایرهای یا هشتضلعی ساخته میشد و مصالح اصلی آن خشت و آجر بود. این سازهها در هر حسینیه متناسب با وسعت فضا ابعاد متفاوتی داشتند.
برای نمونه، کَلَک حسینیه بازارنو که هنوز نیز پابرجاست، حدود دو و نیم متر قطر و بیش از دو متر ارتفاع دارد. در مرکز این سازه، مجرایی از پایین تا بالا تعبیه شده بود تا هوا به راحتی جریان یابد و آتش بدون خاموش شدن به سوختن ادامه دهد.
این طراحی نشان میدهد که سازندگان کَلَکها با وجود امکانات محدود آن زمان، به اصول جریان هوا و حفظ شعله آتش توجه ویژهای داشتهاند. به همین دلیل، کَلَک نهتنها یک ابزار روشنایی، بلکه نمونهای از معماری بومی و دانش سنتی مردم منطقه محسوب میشود.
مشارکت مردمی برای روشن نگه داشتن مجالس عزا
یکی از جلوههای زیبای عزاداریهای گذشته در اردکان، مشارکت گسترده مردم در تأمین سوخت مورد نیاز کَلَک بود. از نخستین روزهای ماه محرم، گروهی از مردان محله مسئول جمعآوری هیزم میشدند.
آنها با مراجعه به درِ خانهها و سر دادن شعار معروف «عشق حسین و عباس، یکی دَر مَنه درانداز» از مردم درخواست کمک میکردند. اهالی نیز با عشق و ارادت به حضرت سیدالشهدا(ع)، هیزم یا چوبهای مورد نیاز را در اختیار آنان قرار میدادند.
این هیزمها پس از جمعآوری به حسینیه منتقل میشد و بخشی از آن در اطراف کَلَک قرار میگرفت تا در طول مراسم مورد استفاده قرار گیرد. بخش دیگری نیز برای شبهای آینده ذخیره میشد.
این سنت، علاوه بر تأمین نیاز مراسم، نمادی از همکاری، همدلی و مشارکت اجتماعی در برگزاری آیینهای مذهبی بود.
نقش کَلَک در اجرای تعزیههای شبانه
تعزیه در اردکان از جایگاه ویژهای برخوردار بود و بسیاری از مراسم تعزیه در ساعات پایانی شب برگزار میشد. گاهی اجرای تعزیه از حدود ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب آغاز میشد و تا نزدیکی اذان صبح ادامه پیدا میکرد.
در چنین شرایطی، نور کَلَک نقش تعیینکنندهای در اجرای نمایش داشت. اما اهمیت آن تنها به روشنایی محدود نمیشد.
برگزارکنندگان تعزیه از آتش کَلَک بهعنوان ابزاری برای ایجاد فضای نمایشی استفاده میکردند. در صحنههای حماسی، جنگی یا لحظات اوج داستان، هیزم بیشتری روی آتش میریختند تا شعلهها بلندتر شود و نور بیشتری در فضا پراکنده گردد. این اقدام که در اصطلاح محلی «تیز کردن آتش» نامیده میشد، هیجان و شور مجلس را افزایش میداد.
در مقابل، هنگام اجرای صحنههای غمانگیز، وداعها و لحظات شهادت، میزان آتش کاهش مییافت و فضای حسینیه در تاریکی نسبی فرو میرفت. این تغییر نور، احساسات مخاطبان را تحت تأثیر قرار میداد و بر عمق تأثر و اندوه مجلس میافزود.
به نوعی میتوان گفت که کَلَک در تعزیههای سنتی اردکان، نقشی مشابه نورپردازی حرفهای در تئاترهای امروزی ایفا میکرد.
ورود چراغهای زنبوری و برق؛ اما تداوم یک سنت
با گذشت زمان و ورود چراغهای زنبوری، بخشی از نیاز حسینیهها به روشنایی از طریق این تجهیزات تأمین شد. با این حال، کَلَک همچنان جایگاه خود را حفظ کرد.
حتی پس از ورود برق به اردکان نیز استفاده از کَلَک ادامه داشت. دلیل این موضوع آن بود که در سالهای نخست، شبکه برق شهر پایدار نبود و معمولاً در نیمهشب قطع میشد. از این رو، مردم همچنان برای روشن نگه داشتن مراسم عزاداری به آتش کَلَک نیاز داشتند.
افزون بر این، بسیاری از عزاداران معتقد بودند که نور و گرمای آتش کَلَک بخشی از حال و هوای سنتی مراسم را شکل میدهد و هیچ وسیله دیگری نمیتواند جای آن را بگیرد.
سرنوشت کَلَکهای تاریخی اردکان
در دهههای گذشته برخی از کَلَکهای قدیمی اردکان در جریان توسعه شهری یا بازسازی بناها از بین رفتند. از جمله کَلَک حسینیه کوشکنو که در مسیر احداث خیابان قرار گرفت و تخریب شد.
با این حال، برخی از این سازهها همچنان حفظ شدهاند. مشهورترین نمونه، کَلَک حسینیه بازارنو است که با وجود بازسازی کامل حسینیه، دستنخورده باقی مانده و به عنوان بخشی از هویت تاریخی و مذهبی این مکان حفظ شده است.
بسیاری از مردم اردکان بر این باورند که تخریب کَلَک خوشیمن نیست و به همین دلیل تلاش کردهاند این یادگار ارزشمند را برای نسلهای آینده نگه دارند.
میراثی که نباید فراموش شود
کَلَک نمادی از فرهنگ مشارکت مردمی، خلاقیت در برگزاری آیینهای مذهبی و پیوند عمیق مردم اردکان با سنتهای عاشورایی به شمار میرفت. در دورانی که امکانات امروزی وجود نداشت، مردم با تکیه بر دانش بومی و همکاری اجتماعی، فضایی باشکوه برای عزاداری امام حسین (ع) فراهم میکردند.
امروز که بسیاری از این آیینها در سایه تغییر سبک زندگی و پیشرفت فناوری کمرنگ شدهاند، بازخوانی و ثبت چنین سنتهایی میتواند به حفظ حافظه تاریخی و هویت فرهنگی جامعه کمک کند. کَلَکهای باقیمانده در حسینیههای اردکان روایتگر فصلی مهم از تاریخ عزاداریهای سنتی در پایتخت تعزیه ایران هستند؛ روایتی که همچنان در میان شعلههای خاطره و ارادت مردم این دیار زنده مانده است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!