یادداشت؛
جنگی که در ذهن میگذرد
شکست در میدان نظامی را میتوان با آمار اثبات کرد؛ اما شکست در جنگ ادراک، خاموش و بیسر و صدا در ذهنها رسوب میکند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، علی پورمیرزایی، مسئول سازمان بسیج رسانه استان یزد در یادداشتی نوشت: شکست در میدان نظامی را میتوان با آمار اثبات کرد؛ اما شکست در جنگ ادراک، خاموش و بیسر و صدا در ذهنها رسوب میکند. این تمایز ظریف، هسته اصلی هشدار اخیر رهبر انقلاب است. ایشان از دو هدف دشمن پس از ناکامی میدانی سخن گفتند: «تخریب تابآوری مردم» و «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان». این نه یک هشدار سیاسی معمول، بلکه توصیفی دقیق از ماهیت جنگهای عصر ماست.
وقتی تصویر جای واقعیت مینشیند
ژان بودریار، فیلسوف فرانسوی، سالها پیش از «جهانی که در آن بازنماییها جای واقعیت را میگیرند» هشدار داده بود. امروز دیگر این یک نظریه ی فلسفی محض نیست؛ آزمایشگاه آن، صفحههای نمایش میلیونها شهروند است.
دشمنی که نتوانسته واقعیت میدانی را تغییر دهد، تلاش میکند تصویری متفاوت از آن میدان بسازد. در این تصویر، شکست با پیروزی اشتباه گرفته میشود، تردید جای اطمینان مینشیند و آینده در هالهای از ابهام فرو میرود. چیزی که سرنوشت یک جامعه را رقم میزند دیگر صرفاً واقعیتهای عینی نیست، بلکه تصویری است که مردم و مسئولان از آن واقعیتها در ذهن میسازند.
روایت؛ میدان اصلی نبرد
رصد فضای مجازی در این روزها نشان میدهد جبههبندیهای رسانهای دشمن بر چند محور استوارند: بزرگنمایی نارضایتی عمومی، برجستهسازی اختلافات درونی، روایتپراکنی متناقض درباره مذاکرات و تعمیق شکاف بین مردم و حکومت. هدف این طیف از عملیات، نه الزاماً تغییر واقعیت، بلکه تغییر باور مردم درباره واقعیت است.
در این چارچوب، روایتها به همان اندازه که سلاحهای نظامی اهمیت دارند، مهم میشوند. موشک زیرساخت را هدف میگیرد؛ اما روایت، مستقیماً رفتار اجتماعی و تصمیمهای سیاسی را نشانه میرود.
تردید بهمثابه ابزار جنگ
تعبیر «کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف» در بیانات رهبر انقلاب، سازوکار جنگ شناختی را با دقت توصیف میکند. تردید در این معنا یک احساس شخصی نیست؛ یک اهرم راهبردی است. جامعهای که به تواناییهای خود شک دارد، آینده را تنها از روزنه ناامیدی میبیند و اعتمادش فرسوده شده، بخشی از اهداف دشمن را بدون شلیک حتی یک گلوله محقق میکند
میشل فوکو این پدیده را از زاویه «رژیم حقیقت» تحلیل میکرد: قدرت نه فقط از راه اجبار، بلکه از طریق شکلدادن به آنچه مردم «حقیقی» میپندارند اعمال میشود. از این منظر، سؤال کلیدی امروز این نیست که چه رویدادی اتفاق افتاده؛ سؤال این است که چه کسی داستان آن رویداد را روایت میکند.
از ذهن مردم تا اتاق تصمیم
آنجا که جنگ شناختی به اوج کارآمدی خود میرسد، دقیقاً نقطهای است که رهبر انقلاب از آن به «خطای محاسباتی» تعبیر میکنند. مسیر معمول این است: رسانههای دشمن اعتماد عمومی را هدف میگیرند، سپس همان حس شک و ناپایداری را به سطوح تصمیمگیری منتقل میکنند. مسئولانی که تصمیم میگیرند نه بر پایه ظرفیت واقعی کشور، بلکه بر اساس تصویری که دشمن از آن ظرفیت ساخته، در دام این جنگ گرفتار شدهاند. جنگ شناختی وقتی به پیروزی میرسد که از ذهن مردم عبور کند و به ذهن تصمیمگیرندگان برسد.
وحدت ملی؛ مؤلفهای امنیتی
در پیامهای اخیر رهبر انقلاب، وحدت ملی از قامت یک فضیلت اخلاقی-سیاسی فراتر رفته و به یک ضرورت امنیتی ارتقاء یافته است. دشمن میداند جامعهای که از درون دچار گسست و بیاعتمادی شده، حتی با وجود توان نظامی، در برابر فشار خارجی آسیبپذیر است. از همین روست که برجستهسازی تفاوتها، تعمیق شکافهای سیاسی و تبدیل اختلافنظر به تضاد هویتی، از محورهای ثابت عملیات رسانهای دشمن شده است.
برد یا باخت، پیش از میدان
رهنمودهای اخیر رهبر انقلاب در واقع تصویری روشن از ماهیت منازعات امروزی ارائه میدهد. در این عرصه دشمن پیش از آنکه واقعیت را تغییر دهد، میکوشد درک ما از واقعیت را دگرگون کند؛ پیش از آنکه توان ملی را تضعیف کند، اعتماد به آن توان را هدف میگیرد؛ و پیش از پیروزی در میدان، میخواهد ذهنها را به این باور برساند که پیروزی ممکن نیست.
دفاع از انسجام ملی، در این فضا، دیگر صرفاً یک وظیفه سیاسی یا اجتماعی نیست؛ بخشی جداییناپذیر از دفاع شناختی کشور است. همانطور که حفظ توان نظامی برای بازدارندگی ضروری است، حفظ اعتماد عمومی و پیشگیری از خطای محاسباتی نیز از ارکان اصلی امنیت ملی به شمار میروند.
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!