یادداشت؛
مدرسه در غبار، بیدار است
چشمم به برگه حضور و غیاب روی میز افتاد؛ آخرین کاغذی که نام ما بر آن نگاشته شده بود. تاریخ بالای برگه، سکوت را سنگینتر کرد: «۹ اسفند ۱۴۰۴». همان روزی که به میهن عزیزمان، ایران، حمله شد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، فاطمه السادات دهقان فعال فرهنگی در یادداشتی نوشت: صدای تیکتیک ساعت قرائتخانه، همان صدای آشنایی که همیشه سکوت آنجا را میشکست، به گوش نمیرسید. وقتی قدم به داخل گذاشتیم، غبار نشسته بر فرشها، با هر حرکت ما بر جورابهایمان نقش میبست؛ انگار زمان در آنجا متوقف شده است. هر وسیلهای در سالن مطالعه، زیر خروارها خاک پنهان است؛ گویی دیوارهای مدرسه، در انتظار بازگشت صدای ما، به خوابی طولانی فرو رفتهاند.
در دورنمای این خانه دوم ما، گلدانی مرا مجذوب خود کرد که هنوز جان در رگهایش جریان داشت؛ با همان چند قطره آبی که از سه ماه قبل کنار ریشههایش مانده، ایستادگی میکند.
نگاهی به رومیزیِ گوشه سالن انداختم؛ همان رومیزی ترمهای که با خودکارهای رنگیمان، رنگآمیزیاش کرده بودیم. اما حالا، غبارها رنگ تیرهای بر آن زده بودند.
چشمم به برگه حضور و غیاب روی میز افتاد؛ آخرین کاغذی که نام ما بر آن نگاشته شده بود. تاریخ بالای برگه، سکوت را سنگینتر کرد: «۹ اسفند ۱۴۰۴». همان روزی که به میهن عزیزمان، ایران، حمله شد؛ همان روزی که هیاهوی کلاسها جای خود را به نگرانی برای خانواده داد و دانشآموزان، دواندوان حیاط مدرسه را طی میکردند.
درست است که حیاط مدرسه سه ماه است شور و نشاط گامهای ما را به خود ندیده، عطر بهارنارنج ها به مشام دانش آموزان نرسیده است، توتهای رسیده بر زمین میریزند و غبار بر مدرسه نشسته است؛ اما روح این مدرسه در جای دیگری تکثیر شده است. ما همان دانشآموزانی هستیم که امروز، پشت لپتاپها و گوشیهایمان، کلاس درس را به میدان جهاد تبیین و تولیدات رسانهای تبدیل کردهایم. ما همان نسل Z ایران هستیم که شبها در موکبها، پرچم به دست، برای حفظ آرامش شهرمان ایستادهایم.
صندلیهای کلاس خالی است، شاید کسی فکر کند مدرسه مرده است.
اما حقیقت این است: مدرسه هنوز زنده است؛ چون ما دانشآموزان بیداریم. دنیا غافل است از اینکه دانشآموز ایرانی، مدرسه را به خانهاش، به فضای مجازی و به قلب میدانهای خدمت برده است. ما پای این میهن ایستادهایم؛ حتی اگر کلاسها و امتحان هایمان در دنیای مجازی تشکیل شود، درس اصلی ما «وفاداری» است؛ درسی که هیچ جنگی نمیتواند آن را از ما بگیرد.
ما توصیه همیشگی رهبر شهیدمان را به یاد داریم که جهادِ امروزِ ما را در کنار ایستادگی، در "درس خواندن" میدانست. ایشان تأکید داشتند که برای تأثیرگذاری در جامعه، باید درس خواند؛ چرا که میدانیم برای ساختنِ فردای ایران، بیش از هر چیز به قلمهای قوی و اندیشههای عالم نیاز داریم.
ما دانشآموزان پایه دوازدهم، این روایت را برای آیندگان مینویسیم:«ای دانشآموزان فردا! بدانید که مدرسه، چهاردیواری آجری نیست؛ مدرسه، همان غیرتی است که در روزهای سخت، ما را کنار هم نگه داشت. این روزهای رهگذر را قدر بدانید و از این لحظات گذرا، اقتداری ماندگار بسازید.»
ما فرزندان ایران، قدردان جانفشانیهای حافظان امنیت هستیم. مدرسه تعطیل شده باشد یا نه، چراغ دانش و امید ما، با هر قلمی که میچرخانیم، در این سرزمین روشن میماند.
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!