آغاز مسئولیتی سنگینتر برای همه؛
اینجا اشک و حماسه شانهبهشانه یکدیگر روایت میشوند
در میان جمعیت انبوهی که برای مراسم وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب گرد هم آمدهاند، اندوه و استقامت با هم به چشم میآید؛ اشکها جاری است، اما عزم مردم برای ایستادگی و ادامه دادن این راه نیز آشکارتر از همیشه به چشم میآید.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، انگار دوباره همه ما به نهم اسفند بازگشتهایم؛ به همان روزی که داغی چنان سنگین بر دلهایمان نشست که گمان میکردیم تاب ایستادن در برابر آن را نخواهیم داشت. راستش را بخواهی گمان میکنم اگر آن روزها همزمان با این جنگ و این بعثت ملت ایران نبود، اگر مردم در متن میدان و در دل حادثه قرار نمیگرفتند و ناچار نبودند تمام توان و همت خود را صرف دفاع از وطن و آرامش یکدیگر کنند، شاید این غم بزرگ ما را در گوشه خانهها از پا درمیآورد و مجال نفس کشیدن را نیز از ما میگرفت؛ اما تقدیر الهی چنین رقم خورد که این داغ عظیم به جای آنکه ما را زمینگیر کند، ما را به میانه میدان فراخواند و از دل اشکها، ارادهای تازه برای ادامه راه و حفظ آنچه برایش جان دادهاید، متولد شود.
گویی همه آمدهاند تا آخرین سلام خود را برسانند
و حالا این روزها دوباره مردم خود را برای دیداری دیگر آماده کردهاند؛ دیداری که بیتردید بزرگترین، باشکوهترین و البته آخرین دیدار شما با این مردم خواهد بود. مردمی که از دورترین و نزدیکترین شهرها، از روستاها و استانهای مختلف، با هر سن و سالی، با هر زبان و لهجهای، با هر شغل و جایگاه اجتماعی، خود را به تهران رساندهاند تا آخرین سلام و آخرین بدرقهشان را نثار پیکر شما و اعضای خانواده عزیزتان کنند؛ دیداری که بیش از آنکه یک مراسم وداع و تشییع باشد، تجدید عهد یک ملت با آرمانهایی است که شما سالها برای آن هزینه داده و عزیزانتان را تقدیم کردهاید.
در خیابانهای اطراف مصلی هر گوشهای را که بنگری روایتی دارد که میتواند ساعتها ذهن آدم را با خود همراه کند. پرچمهای سهرنگ ایران در کنار پرچمهای خونخواهی بر فراز دستان مردم به اهتزاز درآمدهاند. تصاویر رهبر شهید انقلاب در میان انبوه جمعیت خودنمایی میکند. صدای نوحه از بلندگوها، با همهمه آرام جمعیت درهم آمیخته است. زن و مرد، پیر و جوان، کودکانی که دست در دست پدر و مادرشان قدم برمیدارند، خانوادههایی که از شهرهای دور خود را به تهران رساندهاند و هیأتها و مجموعههایی که گروهی با پرچمهایی در دست آرام آرام به سمت مصلی حرکت میکنند، تصویری را پیش روی انسان قرار دادهاند که به سختی میتوان برای آن نمونهای یافت.
در میان این جمعیت، هر نگاه حرفهای ناگفتهای دارد هنوز
در میان این دریای انسان جوانی را میبینم که گوشهای نشسته، قاب عکس تو را در دست دارد و با آن سخن میگوید، اینکه چه میگوید را خدا میداند اما اشکهایی که بیامان بر صورتش جاری است، از سنگینی حرفهایش خبر میدهند. در گوشهای دیگر مردی را میبینم که زیر لب با صدایی بغضآلود زمزمه میکند: «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» و همزمان دستش را بر سر خود میزند و اشک میریزد. چند قدم آنسوتر، پیرمردیست که در سایهای نشسته، عصایش را کنار خود گذاشته و او هم اشک میریزد. کمی جلوتر، گروهی از جوانان پلاکاردهایی با مضامین خونخواهی، ادامه راه شهدا، مقاومت و ایستادگی در دست گرفتهاند.
هرچی جلوتر میروی و به درهای ورودی مصلی نزدیکتر میشوی، بر ازدحام جمعیت افزوده میشود؛ جمعیت عاشق و عزاداری که بیصبرانه قدمهایشان را تندتر برمیدارند تا هرچه زودتر خود را به صحن اصلی مصلی برسانند و نگاهشان به دیدار پیکرهای مطهر شهدا روشن شود.
میگویند که از همان نخستین ساعات بامداد پیش از آنکه سپیده به درستی بر آسمان تهران بنشیند، خیابانهای اطراف مصلی مملو از جمعیتی بوده که بیقرار ورود بودند. هرچند اعلام شده بود که درهای مصلی از ساعت ۶ صبح به روی مردم عزادار گشوده خواهد شد، اما حجم گسترده مشتاقانی که از ساعتها پیش پشت درها و در خیابانهای اطراف اجتماع کرده بودند، باعث شد تا چند ساعت زودتر درها را باز شوند.
از نخستین ساعات بامداد، شهر رنگ دیگری به خود گرفت
از همان لحظهای که قدم در صحن مصلی گذاشته میشود، حال و هوایی بر فضا حاکم است که توصیف آن با واژهها آسان نیست. اینجا تنها یک اجتماع چند هزار نفری شکل نگرفته، بلکه گویی صحنهای از عشق و وفاداری در برابر چشمان آدمی جان گرفته است. فوج فوج هیأتهای عزاداری، گروههای فرهنگی، خانوادهها، نوجوانان، جوانان، پیرمردان و پیرزنانی که شاید راه رفتن برایشان دشوار باشد، اما دلشان طاقت نیاورده است که در خانه بمانند، یکی پس از دیگری وارد مصلی میشوند و هر کس به سهم خود، گوشهای از این روایت بزرگ را کامل میکند.
هرچه به محل قرار آخر نزدیکتر میشوی، موج جمعیت فشردهتر و اشکها بیاختیارتر میشود. چشمهایی که از گریه سرخ شدهاند، نگاههایی که هنوز ناباورانه بر تابوتها خیره ماندهاند، تصویری را پیش روی انسان قرار میدهند توصیف آن به این آسانیها نیست. زن و مرد، کودک و نوجوان، دانشجو و کارگر، استاد و کاسب، همه در کنار یکدیگر ایستادهاند؛ بی آن که تفاوتی میان آنان دیده شود همگی مردمیاند که برای وداع با عزیز خود آمدهاند.
هرچه به مصلی نزدیکتر میشوی، اشکها بیاختیارتر میشوند
فضای اطراف مصلی، بیش از هر زمان دیگری انسان را به یاد مسیرهای اربعین حسینی میاندازد؛ گویی امروز تهران قطعهای از همان مسیر عاشقی شده است.
اینجا همه در حال مشق عاشقی هستند؛ عاشقی در مکتب مردی که سالها به این ملت آموخت چگونه میتوان عاشقانه و حماسهوار زیست، هم اشک ریخت و هم ایستاد، هم داغدار بود و هم پرچم را بر زمین نگذاشت. این روزها بیش از هر زمان دیگری یک جمله از رهبر شهید انقلاب بیش از همیشه مدام در ذهنم تکرار میشود، این که ما عزاداریم اما جنس عزای ما زنده و زندهکننده است، ما گرچه در عزا هستیم اما عزای ما به معنی ماتم گرفتن و افسرده شدن و یک گوشه نشستن نیست.
اشکها آرام میبارند و دلها محکمتر میایستند
شاید این داغ، یکی از سنگینترین داغهایی باشد که این ملت در سالهای اخیر بر دل خود احساس کرده است، اما تاریخ این سرزمین بارها نشان داده است که هرگاه دشمن گمان کرده میتواند با شهادت مردان بزرگ، ملت ایران را متوقف کند، درست از همان نقطه، فصلی تازه از خیزش و حماسه آغاز شده است. امروز نیز اگرچه قلبها سنگین است و چشمها بارانی، اما در عمق همین اشکها میتوان جوشش امید، ایمان و عزم را دید؛ عزمی که نوید میدهد این وداع آغاز مسئولیتی بزرگتر برای همه کسانی است که خود را ادامهدهنده راه شهیدان میدانند.
و ما با تمام سنگینی این اندوه خوب میدانیم که این داغ هرگز ما را زمینگیر نخواهد کرد؛ همانگونه که خون شهیدان در طول تاریخ این سرزمین همواره مبدأ حرکت بوده است، طبق شعاری که برای این روزها انتخاب شده یعنی «باید برخاست» این بار نیز این فقدان بزرگ، آغازی برای حضوری پررنگتر، مسئولیتی سنگینتر و مقاومتی عمیقتر خواهد بود.
اینجا پایان یک دیدار نیست، آغاز یک مسئولیت است
ما بیش از گذشته در میدان خواهیم ماند، بیش از گذشته بر عهد خود استوار خواهیم ایستاد و بیش از گذشته مشق مقاومت خواهیم کرد؛ چرا که بهترین بدرقه برای رهبر شهیدی که تمام عمرش را صرف عزت این ملت کرد، نه تنها اشک بر فراق او، که ادامه دادن همان راهی است که با خون خود آن را برای همیشه روشن و ماندگار ساخت.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!