یزدرسا گزارش میدهد؛
یزد یکپارچه سوگ و حماسه
این روزها یزد نیز مانند دیگر نقاط کشور صحنهای از حضور پرشور مردمیست که با پلهایی اومده از غم اما با ایمانی راسخ در میادین شهر و هباباند ها حضور مییابند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، در سحرگاه یازدهم ماه مبارک رمضان، هنگامی که نسیم معنویت بر جانها میوزید و دلها بیش از هر زمان دیگری آمادگی پرواز به سوی آسمان را داشتند، خبری اندوهبار و جانسوز همچون صاعقهای بر پیکره امت اسلامی فرود آمد و فضای کشورمان ایران را در بهتی عمیق فرو برد.
خبر شهادت قائد امت، حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای، رهبر حکیم و استوار انقلاب اسلامی ایران سینهها را مالامال از غم و اندوه کرد. این واقعه تلخ نه تنها سراسر ایران اسلامی را در سوگ فرو برد، بلکه دلهای بسیاری از مسلمانان و آزادگان جهان را نیز داغدار کرد و قلبها را سوزاند، احساسی مشترکی را در گسترهای فراتر از مرزهای جغرافیایی پدید آورد و فضای عمومی جامعه را آکنده از حزن و تأثر ساخت.
در یزد شهری که همواره به دیانت، صبر و استقامت شهره بوده است، مردم مؤمن و وفادار از همان نخستین لحظات اعلام رسمی این خبر، بی آنکه دعوتی صورت گرفته باشد یا فراخوانی منتشر شده باشد، آرام و قرار و تاب ماندن در منزلهایشان را نداشتند، پس با دلهایی شکسته اما گامهایی استوار راهی میدان امیرچقماق شدند و حضوری خودجوش و پرشور را رقم زدند. پیرمردانی که سالها خاطره همراهی با نهضت و انقلاب را در ذهن داشتند، جوانانی که آرمانهای این انقلاب را مانند روز اول در رهنمودهای آن رهبر حکیم و فرزانه زنده میدیدند، زنانی که کودکان خویش را در آغوش گرفته بودند و مردانی که در این داغ همچون مادران کودکمُرده گریه میکردند، در میان جمعیت ایستاده بودند و در آن میدان تاریخی صحنهای کمنظیر از مرثیه و حماسه را خلق کردند.
از ساعت هشت و نیم صبح میدان امیرچقماق رفته رفته به میعادگاه عاشقان و دلدادگان تبدیل شد. صدای سینهزنی و نوحهخوانی در فضای میدان طنین میافکند و اشکهایی که بیاختیار بر صورت مردمان دیار دارالعباده یزد جاری میشد، روایتگر عمق دلبستگی مردمی بود که سالها رهبرشان را تکیهگاه معنوی و سیاسی خود دانسته بودند و اکنون در فراقش بیتابی میکردند. با این حال در ورای این اندوه گسترده، نوعی استواری و عزم راسخ نیز به چشم میخورد و چهرههای اشکبار نشان میداد که این مصیبت اگرچه سنگین است، اما ارادهها را سست نخواهد کرد و پیوند مردم با آرمانهایی که بدان باور دارند را استوارتر خواهد ساخت.
با فرارسیدن شب و در حالی که گمان میرفت خستگی روز بر تنها نشسته باشد، بار دیگر میدان امیرچقماق لبریز از جمعیت شد و از ساعت هشت و نیم شب تا نیمههای شب، مردم پرشورتر و مصممتر گرد هم آمدند و با قرائت مرثیه و ذکر مصیبت، یاد آن رهبر شهید را زنده نگاه داشتند و بر استمرار راهی که او ترسیم کرده بود تأکید کردند.
فضای شهر یزد مانند سایر نقاط میهن عزیزمان ایران آکنده از اندوه بود، اما این اندوه با نوعی ایستادگی همراه شده بود و مردم با حضور خود نشان دادند که فقدان یک رهبر، اگرچه جانسوز، بزرگ و اثرگذار است، اما به مدد الهی نمیتواند حرکت ملتی مؤمن را متوقف کند و نمیتواند چراغ مقاومت و پایداری را خاموش سازد.
یزد در این روزها و شبها، شهری است که رنگ ماتم و عزا به خود گرفته است اما نه عزاییی که مردم را خانهنشین و زمینگیر کند؛ بلکه عزایی که پیشبرنده، آگاهانه و هدایتکنندهی اما رو به جلو است. مردم با خلق این تصاویر و حضور در تجمعات پیوند عاطفی و اعتقادی خود را با امام شهیدشان، به نمایش گذاشتند و در حافظه تاریخ، صفحهای ماندگار از سوگواری همراه با استقامت را ثبت کرد و نشان داد که ملت ایران در سختترین لحظات نیز قامت خم نمیکند و مسیر خویش را با صلابت ادامه میدهد اگرچه داغی عظیم و عزیز نیز بر جگر داشته باشند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!