یزد روایت ایستادگی از دیروز تا امروز است؛
استمرار نقشآفرینی بانوان یزدی در بستر تاریخ
در تاریخ یزد زنان همواره در متن زندگی ایستادهاند؛ حضوری آگاهانه و پیوسته که نشان میدهد زنان یزدی خود بخشی از سازندگان هویت این دیار بودهاند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، زن در منظومه فکری امامین انقلاب مفهومی نیست که بتوان آن را در چند گزاره کوتاه و کلیشهای خلاصه کرد؛ اینجا سخن از جایگاهی است که از متن حیات اجتماعی و تاریخی عبور میکند و به نقطه آغاز تحولات عمیق انسانی میرسد، همانجایی که امام خمینی (ره) با بیانی صریح، نهضت اسلامی را مدیون زنان میداند و این تعبیر را نه از سر تعارف، بلکه بر پایه درکی واقعی از نقشآفرینی آنان در متن انقلاب بیان میکند؛ نقشی که در آن زن نه صرفاً همراه، بلکه پیشبرنده و میداندار است، کسی که هم در ساحت تربیت، انسان میسازد و هم در عرصه اجتماع، جهت حرکت جامعه را تغییر میدهد.
زن در اندیشه انقلاب محور آغاز تحولات بزرگ اجتماعی است
این نگاه در بیانات رهبر شهید امت نیز با تأکید بر نقش بنیادین زن در ساختار خانواده و جامعه تکمیل میشود، آنجا که از مادری به عنوان یک نقش صرفاً عاطفی یاد نمیشود، بلکه به مثابه جایگاهی راهبردی مطرح میگردد که در آن هستههای اصلی شکلگیری یک جامعه ساخته میشود؛ به تعبیر دقیقتر، اگر تمدن را برآیند انسانهای آن بدانیم، این زن است که در جایگاه مادر، معمار این انسانهاست و از همین مسیر به طور مستقیم در شکلگیری آینده یک جامعه اثر میگذارد، بنابراین هرگونه نگاه سطحی، افراطی یا تفریطی به این جایگاه در نهایت مسیر پیشرفت یک جامعه را نیز دچار اختلال خواهد کرد.
حضور پررنگ زنان امروز نشانه تداوم نقش تاریخی آنان
با همین چهارچوب اگر نگاهی دقیقتر به حدود ۵۰ شب اخیر کشور بیندازیم، میتوان ردّ روشن همین نقش را در میدان واقعی جامعه مشاهده کرد. حضوری که تنها به خیابان و تجمع محدود نمیشود و از مشارکت میدانی گرفته تا کنشهای ایثارگرانهای مانند کمکهای مالی نظیر بخشیدن طلا برای حمایت از جبهه مقاومت امتداد پیدا میکند و تصویری زنده از درک مسئولیت و همراهی آگاهانه زنان ارائه میدهد. این حضور هم از نظر گستردگی و هم از حیث کیفیت، قابل توجه و معنادار است و نشان میدهد آنچه سالها در قالب اندیشه و گفتمان مطرح شده امروز در متن زندگی مردم جریان یافته است.
با این حال، در دل همین واقعیت امیدبخش، یک دغدغه جدی نیز خودنمایی میکند و آن، خطر تقلیل این نقش عمیق و ریشهدار به جلوههایی سطحی و گاه نمایشی است؛ جلوههایی که هرچند ممکن است در نگاه نخست جذاب یا حتی اثرگذار به نظر برسند، اما اگر به مرور جایگزین اصل نقش شوند، میتوانند توجهها را از عمق ماجرا منحرف کرده و این حضور معنادار و یا به عبارتی اصل ماجرا را به حاشیه ببرند.
خطر گم شدن نقش واقعی زنان در برجستهسازی نمادهای ظاهری
ماجرای شلیک «موشک صورتی» به درخواست یک دختربچه توسط هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را میتوان نشانهای از توجه بدنه نظامی کشور به افکار عمومی و احساسات جامعه دانست؛ اقدامی که به خودی خود حامل یک پیام عاطفی مثبت است و نشاندهنده برقراری ارتباط میان میدان و مردم است. اما مسئله آنجایی نگرانکننده میشود که اینگونه نمادسازیها، بهویژه اگر توسط خود جامعه و جریانهای اثرگذار آن پررنگ و تکرار شوند، به تدریج به سمت برجستهسازی ظواهر کشیده شوند؛ جایی که ممکن است رفته رفته نمونههایی مانند «تفنگ صورتی» یا «جیپ صورتی» ناخواسته جای مفهوم اصلی را بگیرند و نگاهها را از حقیقت نقش زنان به سمت جلوههای ظاهری و سطحی سوق دهند.
نمادسازیهای ظاهری و بعضاً هیجانی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت جذاب به نظر برسند، اما در بلندمدت این خطر را دارند که مسئله اصلی، یعنی نقش تمدنساز زن را به حاشیه برانند. آنچه باید در کانون توجه باقی بماند، فهم دقیق، آگاهانه و مسئولانه از این جایگاه است؛ نقشی که ریشه در معرفت، کنشگری هوشمندانه و حضور اثرگذار در موقعیتهای واقعی و تعیینکننده دارد، نه صرفاً در جلوههای نمادین و گذرا!
زنان یزدی نمونهای روشن از نقش واقعی و تمدنی زن
برای درک بهتر این موضوع رجوع به نمونههای عینی و تاریخی در استان استان یزد، تصویری دقیقتر پیش روی ما قرار میدهد. به عنوان مثال در دوران دفاع مقدس مادرانی بودند که با صبر و ایمانی عمیق، عزیزترین داراییهای خود را در راهی که به آن باور داشتند تقدیم کردند. وقتی از مادر شهیدان تقوی سخن میگوییم از مادری حرف میزنیم که سه پاره تن خود، محمدحسین، محمدمهدی و محمدصادق را یکی پس از دیگری راهی جبهه کرد و داغ هر سه را به جان خرید، اما این داغ، او را از مسیر باورش جدا نکرد. یا مادر شهیدان ذاکرینژاد که دو فرزند خود را در این راه تقدیم کرد و سالها با یاد و خاطرهشان زندگی کرد تا سرانجام پس از دههها فراق در همین روزهای اخیر خود نیز به فرزندانش پیوست.
اینها روایت عمق ایمانی است که در آن مادر نه تنها بدرقهکننده بلکه سازنده مسیری است که فرزندش در آن قدم میگذارد و تربیتکننده انسانهاییست که در لحظههای حساس، ایستادگی و مقاومت را انتخاب میکنند. این دقیقاً همان نقطهای است که نقش زن به سطحی از اثرگذاری میرسد که میتواند سرنوشت یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
نامه زنان یزدی در ۱۳۲۰ روایت اعتراض آگاهانه به کشف حجاب
در سال ۱۳۲۰، در شرایطی که سیاست کشف حجاب و فضای امنیتی و اجتماعی حاکم بر آن دوران فشارهای گستردهای را بر زندگی زنان تحمیل کرده بود، جمعی از زنان یزدی با درک سنگینی وضعیت موجود و با عبور از فضای سکوت و انفعال، در قالب نامهای رسمی و مستند خطاب به مجلس شورای ملی، اعتراض خود را نسبت به روندها و رفتارهایی که در زندگی روزمره آنان جریان داشت ابراز کردند؛ نامهای که صرفاً یک واکنش احساسی نبود، بلکه متنی آگاهانه و دقیق از تجربه زیسته زنانی بود که در آن از فشارهای فیزیکی، تهدیدهای خیابانی، برخوردهای خشن مأموران، سلب امنیت روانی و اجتماعی و محدودیتهای گستردهای سخن گفته شده که در نتیجه اجرای آن سیاستها بر آنان و خانوادههایشان وارد شده بود و در عین حال نشان میداد که این زنان، علیرغم محدودیتهای جدی زمانه تلاش داشتهاند صدای خود را از سطح تجربه فردی به سطح یک مطالبه اجتماعی و سیاسی ارتقا دهند.
ستی فاطمه و نقش ماندگار او در شکلگیری کالبد تاریخی یزد
در ادامه این خط تاریخی، بانو ستی فاطمه یکی از مؤثرترین بانوان یزدی است که نقش بسیار زیادی در تحول و بازسازی یزد داشته است. او که همسر امیر جلالالدین چقماق شامی، حاکم یزد در دوران شاهرخ تیموری بود، نه صرفاً در جایگاه یک همسر درباری، بلکه بهعنوان زنی فاضل، صاحب درایت و برخوردار از شخصیت مستقل اجتماعی شناخته میشد که حضورش در عرصه عمومی شهر به شکل مستقیم در روند آبادانی یزد اثر گذاشت؛ بهگونهای که مجموعهای از اقدامات عمرانی همچون ساخت میدان، حمام، تکیه، زورخانه، کاروانسرا و آبانبارهای متعدد به نام او ثبت شده و در واقع میتوان گفت بخشی از ساختار کالبدی و هویتی شهر یزد در آن دوره، با نگاه و مدیریت او شکل گرفته است.
آبادانیهای صورت گرفته توسط او در این دیار ناشی از اقتدار و شخصیت مستقل او بود که شاید بتوان آن را از ویژگیهای خانوادگی او به شمار آورد، زیرا مشابه این اقتدار و استقلال در گوهرشاد خاتون، خواهر او که از همسران بانفوذ شاهرخ بود نیز دیده میشود.
بانو ستی فاطمه در یزد نمایشی از مدیریت و توانایی از خود بروز داد و نقش زنان در تاریخ را مؤثر و ماندگار کرد، وجود این بانو و آثار به جای مانده از او در یزد، نقش مهمی در تمدن کهن یزد و جهانیشدن آن داشته و بخشی از هویت اصیل یزد تحت تأثیر همین مکانها شکل گرفته است.
بانو گلشن و وقف هدفمند در خدمت نیازهای واقعی جامعه یزد
در امتداد همین مسیر تاریخی و در دورهای نزدیکتر به زمان معاصر، بانو بیبی فاطمه مروج معروف به «گلشن» نیز در یزد چهرهای قابل توجه از حضور زن در عرصه اجتماعی و خدمات عمومی را به نمایش گذاشت؛ او در سال ۱۳۳۲ شمسی با وقف حمام گلشن به همراه چند باب مغازه، بخشی از اموال خود را در مسیری قرار داد که هدف آن پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه بود و در همین چهارچوب، مصارف این وقف را به حوزههایی همچون نگهداری از ایتام، کمک به بیماران، حمایت از زایشگاهها، تأمین روشنایی و آب مورد نیاز و همچنین یاریرسانی به مستمندان اختصاص داد. این رویکرد در ادامه با وقف چند باب دکان در برزن خرمشاه برای تأمین هزینههای آبانبار پدرش و نیز احداث و حمایت از آبانبارهایی همچون آبانبار فاطمه گلشن و آبانبار بزرگ گلشن تکمیل میشود، بناهایی که با ظرفیت قابل توجه و طراحی دقیق، سالها در تأمین آب آشامیدنی مردم در اقلیم سخت کویری نقش حیاتی ایفا کردهاند و در واقع میتوان آنها را بخشی از زیرساخت حیاتی زندگی شهری در یزد دانست که با اراده و تصمیم یک زن شکل گرفته است. او تا سال ۱۳۷۳ در همین خانه پدری در محله تل زیست و هر ساله در ایام محرم مجلس روضهخوانی نیز برپا میکرد؛ زنی که با وقف و احسان، بخش حقیقی تمدن را در متن زندگی مردم بنا نهاد.
تمدن نوین اسلامی بدون حضور آگاهانه زنان شکل نمیگیرد
مجموع این نمونهها نشان میدهد که زن، هرگاه جایگاه خود را به درستی شناخته و متناسب با شرایط زمان و نیاز جامعه ایفای نقش کرده، توانسته است تأثیراتی عمیق و ماندگار در مسیر تحولات اجتماعی و تمدنی برجای بگذارد. از همین رو در شرایط امروز نیز شاید مهمترین مسئولیت، حفظ همین عمق، جلوگیری از به حاشیه رفتن آن و پرهیز از فروکاستن این نقش به سطوحی کمعمق و زودگذر باشد.
در همین امتداد، امروز نیز زنان یزدی، همپای زنان سایر نقاط کشور، در میدانهای اجتماعی و صحنههای عمومی حضور دارند و نقش خود را در قالبهای متنوعی از همدلی و کنش اجتماعی به نمایش گذاشتهاند؛ از حضور در میادین و مشارکت در فعالیتهای پشتیبانی، تهیه و بستهبندی اقلام غذایی و کمکهای مردمی گرفته تا همراهیهای مالی و سازماندهی اقدامات جمعی که همه اینها نشان میدهد این حضور صرفاً یک حضور مقطعی یا احساسی نیست، بلکه امتدادی از همان درک مسئولیت و آگاهی اجتماعی است که در طول تاریخ در میان زنان این سرزمین جریان داشته و امروز نیز در شکلهای جدید خود ادامه یافته است.
اگر قرار است حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی با شتاب و استحکام ادامه یابد، این مسیر بدون حضور آگاهانه، مسئولانه و عمیق زنان، مسیری ناقص خواهد بود. زن در این چشمانداز یکی از ارکان اصلی این حرکت است؛ رکنی که اگر بهدرستی شناخته و تقویت شود، میتواند آیندهای ریشهدار را برای جامعه رقم بزند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!