یک کارشناس مسائل سیاسی مطرح کرد:
شکستهای راهبردی دشمن برای مهار جمهوری اسلامی ایران
یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: هر دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان با هدف ایجاد بحران در ساختار جمهوری اسلامی ایران طراحی شدند، اما انسجام ملی، توان دفاعی کشور و شکست محاسبات دشمن موجب شد اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی محقق نشود.
هادی اسلامی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، با اشاره به شباهتهای راهبردی میان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، اظهار داشت: برای درک صحیح این دو رویداد باید آنها را نه به عنوان دو جنگ مستقل، بلکه به عنوان دو فصل از یک تقابل بزرگتر میان جمهوری اسلامی ایران و جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد بررسی قرار داد. اگرچه از نظر زمانی فاصله چندانی میان این دو جنگ وجود نداشت، اما هر دو حادثه توانستند معادلات منطقه را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.
وی افزود: جنگ ۱۲ روزه که با تجاوز رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، در واقع تلاشی برای شکستن قدرت بازدارندگی ایران و تغییر موازنه قدرت در منطقه بود. طراحان این جنگ تصور میکردند با با شهادت رساندن فرماندهان کشور میتوانند ایران را در موضع ضعف قرار دهند و شرایط جدیدی را بر منطقه تحمیل کنند. اما آنچه در عمل رخ داد، کاملاً متفاوت بود. ملت ایران در کنار نیروهای مسلح ایستاد و انسجام ملی به یکی از مهمترین عوامل ناکامی دشمن تبدیل شد.
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: چند ماه بعد، در جنگ رمضان نیز همان تصور اشتباه با ابعادی گستردهتر تکرار شد. دشمنان جمهوری اسلامی گمان میکردند با هدف قرار دادن رأس هرم نظام و به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب اسلامی، میتوانند کشور را دچار بحران مدیریتی و آشفتگی سیاسی کنند. اما تاریخ انقلاب اسلامی بارها نشان داده است که این ملت در شرایط سخت نه تنها دچار فروپاشی نمیشود، بلکه ظرفیتهای نهفته خود را آشکار میکند. همانگونه که شهادت شخصیتهای بزرگی در سالهای نخست انقلاب نتوانست مسیر نظام اسلامی را متوقف کند، در این مقطع نیز اراده ملی و ساختارهای مستحکم جمهوری اسلامی مانع تحقق اهداف دشمن شد.
وی با بیان اینکه مهمترین وجه مشترک این دو جنگ، خطای محاسباتی دشمن بود، تصریح کرد: در هر دو مورد، آمریکا و رژیم صهیونیستی شناخت دقیقی از جامعه ایرانی نداشتند. آنها تصور میکردند فشار نظامی میتواند به شکاف اجتماعی منجر شود، در حالی که تجربه نشان داده هر زمان کشور در معرض تهدید خارجی قرار گرفته، مردم با وجود اختلافنظرهای سیاسی و سلیقهای، حول محور دفاع از ایران و استقلال کشور متحد شدهاند.
اسلامی خاطرنشان کرد: وجه مشترک دیگر، ماهیت ترکیبی این دو جنگ است. برخلاف جنگهای سنتی گذشته، میدان نبرد صرفاً به عرصه نظامی محدود نبود. عملیات روانی، جنگ رسانهای، حملات سایبری، تحریمهای اقتصادی و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی نیز بخشی از طراحی دشمن محسوب میشد. در واقع، دشمن تلاش میکرد همزمان ذهن مردم، اقتصاد کشور و توان دفاعی جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد.
وی افزود: یکی از نکات مهمی که در هر دو جنگ مشاهده شد، شکست پروژه ایجاد ترس در جامعه بود. هدف اصلی حملات گسترده نظامی این بود که مردم احساس ناامنی و بیپناهی کنند، اما آنچه اتفاق افتاد، شکلگیری فضای همبستگی و مقاومت بود. حضور مردم در صحنه، حمایت از نیروهای مسلح و تأکید بر حفظ استقلال کشور نشان داد که سرمایه اجتماعی ایران همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی است.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به نقش آمریکا در تحولات منطقه گفت: اگرچه در ظاهر ممکن است برخی عملیاتها به نام رژیم صهیونیستی انجام شده باشد، اما واقعیت آن است که بدون حمایت اطلاعاتی، سیاسی و نظامی واشنگتن، چنین اقداماتی امکان تحقق نداشت. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان را باید در چارچوب یک پروژه مشترک آمریکایی ـ صهیونیستی برای مهار قدرت جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد.
وی ادامه داد: یکی از دستاوردهای مهم این دو جنگ، آشکار شدن ظرفیت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بود. سالها برخی تحلیلگران خارجی تلاش میکردند توان دفاعی ایران را کماهمیت جلوه دهند، اما رخدادهای میدانی نشان داد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران هزینههای سنگین و غیرقابل پیشبینی برای مهاجمان به همراه خواهد داشت. همین مسئله موجب شد بسیاری از محاسبات امنیتی در منطقه دچار تغییر شود.
این کارشناس در پایان تأکید کرد: جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان صرفاً دو درگیری نظامی نبودند، بلکه آزمونی تاریخی برای ملت ایران محسوب میشدند. آنچه از دل این حوادث بیرون آمد، نمایش اقتدار ملی، انسجام اجتماعی و پایداری ساختار جمهوری اسلامی بود.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!