یادداشت؛
افزایش هزینههای دفاع فرهنگی
برخورد سریع با برنامه طنز «خطخطی» در حالی که سالهاست سلبریتیهای هنجارشکن با اغماض مواجه میشوند، موجی از نگرانی درباره ناهماهنگی در سیاستگذاری رسانهای و افزایش هزینه فعالیت برای نیروهای فرهنگی متعهد ایجاد کرده است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، حسین فتحآبادی،کارشناس مدیریت رسانه در یادداشتی به افزایش هزینههای دفاع فرهنگی با رویکرد نگاهی به برخوردهای ناهماهنگ و پیامدهای آن پرداخته است.
در روزهای اخیر، مواجهه با بخشی از محتوای برنامه طنز «خطخطی» و پیامدهای مدیریتی آن، بار دیگر بحثهای عمیقی را درباره خطقرمزهای رسانهای، توازن در برخورد با تخلفات، و هزینههای دفاع از گفتمان انقلابی در فضای عمومی برانگیخته است. این رویداد، فرصتی برای تأمل در چند مسئله کلیدی است: مرز بین طنز انتقادی و عبور از خطوط قرمز، انسجام درونی نظام در برخورد با تخلفات، و خطر افزایش هزینه فعالیت برای نیروهای فرهنگی متعهد.
برنامه «خطخطی» در چارچوب نقد طنز به ادعاهای غیرمستند و اغلب افراطی برخی جریانهای معاند خارجنشین تولید میشود. در یکی از قسمتهای اخیر، مجری برنامه در واکنش به ادعای غیرواقعی و عجیب یک فرد در خارج از کشور مبنی بر «نگهداری چند هزار کشته برای فاکتورسازی به اسم آمریکا»، با طنزی کنایهآمیز پرسید: «حالا این کشتهها را باید کجا نگه داشت؟». این جمله، در بافت کلی برنامه و در پاسخ به ادعایی آشکارا خیالی مطرح شد.
بااینحال، تفسیر این عبارت بهعنوان «توهین به کشتهشدگان» و سپس «توهین به شهدا»!!! و تبدیل آن به تیتر اصلی برخی خبرگزاریها، خود نیازمند تحلیل جداگانهای است. این پدیده نشاندهنده امکان «تولید بحران» از طریق قرائتهای گزینشی و خارج از متن است.
ناهماهنگی در برخورد؛ چالشی استراتژیک
آنچه این رویداد را به مسئلهای فراتر از یک مورد خاص تبدیل میکند، مشاهده ناهماهنگی در الگوهای برخورد با تخلفات رسانهای است. از یک سو، شاهد برخورد سریع و قاطع با مدیر و مجری شبکهای هستیم که سابقه طولانی در تولید برنامههای سیاسی و اعتقادی در دفاع از نظام داشته است.
این برخورد، با سرعتی کمنظیر و با صدور حکم تعلیق همراه بود. از سوی دیگر، سالهاست که مطالبه عمومی و رهبری برای برخورد جدی و بازدارنده با برخی سلبریتیها و چهرههایی که به طور سیستماتیک به هنجارشکنی و تهاجم فرهنگی علیه مبانی نظام میپردازند، با تأخیر، اغماض یا ضعف مواجه شده است.
پیامدهای نامطلوب این ناهماهنگی
ایجاد حس بیعدالتی و تبعیض: در میان بدنه فرهنگی و رسانهای انقلابی، این سؤال را ایجاد میکند که آیا معیار واحدی برای همه وجود دارد؟
افزایش ریسک فعالیت: برای نیروهای خلاق و متعهدی که در خط مقدم تولید محتوای دفاعی و انتقادی (در چارچوب نظام) فعالیت میکنند، این پیام را دارد که عرصه فعالیت آنها پرریسکتر و ناامنتر از فضای جریانهای معاند یا غیرمتعهد است.
تضعیف سنگر رسانه انقلابی: این روند ناخواسته میتواند به خودسانسوری، کاهش جسارت انتقادی سازنده و در نهایت تضعیف کیفی و کمّی تولیدات رسانهای متعهد بینجامد.
جهتدهیهای مشکوک و اهداف پنهان
شتاب و شدت برخی واکنشهای رسمی و رسانهای به این ماجرا، در شرایطی که بسیاری از پروندههای مهمتر در انتظار برخوردی قاطعتر هستند، این سوءظن را تقویت میکند که ممکن است جریانهایی خاص، با جهتدهی به افکار عمومی و استفاده از فضای احساسی، در پی اهدافی فراتر از «دفاع از حریم کشتهشدگان» باشند.
هدف چنین جریانهایی میتواند ایجاد رعب و هزینه برای فعالان رسانهای وفادار، بیاثر کردن طنز سیاسی بهعنوان سلاحی در برابر ادعاهای واهی معاندان، و در نهایت، خالیکردن میدان از نیروهای خلاق و جسور انقلابی باشد. به بیان دیگر، آنها میکوشند «هزینه دفاع از انقلاب» را آنقدر بالا ببرند که ادامه فعالیت در این عرصه برای نیروهای مخلص غیرممکن یا بسیار دشوار شود.
نتیجهگیری و راهبری پیشنهادی
دفاع از حریم شهدا و کشتهشدگان راه حق، یک اصل غیرقابل تردید و خط قرمز همه نهادهای نظام است. با این حال، روش دفاع از این اصل، باید خردمندانه، عادلانه و مبتنی بر یک نگاه استراتژیک باشد.
اتخاذ نگاهی کلنگر: برخورد با موارد مشابه باید در چارچوب یک سیاست رسانهای واضح و منسجم صورت گیرد، نه تحت تأثیر جوهای زودگذر یا جهتدهیهای خاص.
اولویتبندی عادلانه: دستگاههای نظارتی و قضایی باید منابع و تمرکز خود را بهگونهای تنظیم کنند که اولویت اصلی آنان برخورد قاطع و بیامان با اصلیترین و سازمانیافتهترین تهدیدات فرهنگی و رسانهای علیه نظام باشد.
حمایت از نیروهای متعهد: به جای ایجاد فضای رعبآلود، باید با ایجاد و اطمینان خاطر برای تولیدکنندگان محتوای متعهد، از آنها در برابر حملات جریانهای معاند و جهتدهیهای داخلی حمایت کرد.
شفافسازی و گفتگو: در موارد مبهم، گفتگوی مستقیم و شفاف با دستاندرکاران پیش از تصمیمگیری نهایی، میتواند از سوءتفاهمها و هزینهسازیهای غیرضروری بکاهد.
چرا افق؟
شبکه افق از بدو راه اندازی با حضور مرحوم نادر طالب زاده، به برنامه سازی های فاخر اهتمام داشت، و در سنوات اخیر برنامه هایی همچون جهان آرا، عصر، نیمه پنهان ماه، آفاق، به افق فلسطین و... میدان دار تولید برنامه های آگاهی بخش و با ارزش بوده است، لذا اکنون جریان سازی برای برخورد با این شبکه را نیز می توان نشأت گرفته از حقد برخی تعبیر کرد. البته با استناد به آیه " یرِیدُونَ أَن یطْفِؤُواْ نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ " این اتفاق هم در نهایت باعث جلب توجه بیشتر و جذب مخاطب جدید پرسشگر خواهد شد.
اگر نظام رسانهای انقلاب نتواند میان «حفظ خطوط قرمز» و «حمایت از نیروهای خلاق و وفادار نظام و انقلاب» بهدرستی جمع و تعادل برقرار کند، ناخواسته به افراطوتفریط هایی دچار میشود که نمونههای متعددی از آن را شاهد بودهایم و نتیجه آن افزایش هزینه دفاع از گفتمان انقلاب و باز کردن میدان برای جریانهایی است که هدف اصلی آنان نه پاسداری از ارزشها که فلج کردن سنگرهای فرهنگی انقلاب اسلامی و عقب راندن سنگر به سنگر و خاکریز به خاکریز جریان رسانهای انقلاب است.
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!