یزدرسا گزارش میدهد؛
ریل عمومی راهآهن یزد در اختیار معادن خصوصی
بررسی وضعیت حمل و نقل ریلی استان یزد نشان میدهد بخش عمدهای از ظرفیت خطوط راهآهن یزد در اختیار حمل بار معادن قرار گرفته؛ موضوعی که دسترسی مسافران به سفرهای ریلی را محدود کرده و نارضایتیهای گستردهای را بهدنبال داشته است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «یزدرسا»، راهآهن یزد، حوزهای است پر از نکات تأملبرانگیز؛ موضوعی که کافی است کمی پای صحبت مردم این استان بنشینید و تجربه زیسته آنان را مرور کنید تا عمق ماجرا برایتان روشن شود. بعید است یزدی باشید و دست کم یک بار برای گرفتن بلیت قطار، به ویژه به مقاصدی مانند مشهد، با «نبود بلیت»، «کمبود قطار» و ... مواجه نشده باشید. تقریباً محال است بتوانید بدون دردسر و برنامهریزیهای فرسایشی،برای سفر خود بلیت تهیه کنید، چرا که فرایند تهیه بلیت در اکثر مواقع بیشتر شبیه به آزمون شانس است تا یک خدمت و فرایند عادی؛ یا بلیت پیدا نمیشود و یا تعداد قطارها آنقدر محدود است که عملاً دست مسافر بسته میماند.
موقعیت راهبردی یزد به مزیت حمل و نقلی تبدیل نشد
این وضعیت در استانی رخ میدهد که در مرکز جغرافیایی ایران قرار دارد و شاهراه ارتباطی شرق به غرب و شمال به جنوب کشور محسوب میشود و در بسیاری از کریدورهای اصلی حمل و نقل ایران نقش کلیدی دارد. منطقی است که چنین موقعیتی یزد را به یکی از برخوردارترین استانها از نظر زیرساختهای ریلی و جادهای تبدیل کند و انتظار ایجاد شبکهای روان، منظم و در دسترس برای جابهجایی مسافران را بهوجود میآورد؛ انتظاری که در عمل، چندان برآورده نشده است و واقعیت چیز دیگری را نشان میدهد. گلایههای مکرر مردم از بینظمی، تأخیرهای طولانی و محدودیت شدید سفرهای ریلی در یزد، بازتاب همین فاصله میان انتظار و واقعیت است.
یزد صدرنشین حمل بار ریلی کشور شد ولی سهم مردم نامشخص!
برای فهمیدن ریشه این وضعیت، لازم نیست خیلی پیچیده فکر کنیم، اگر بخواهیم مهمترین و شاید اصلیترین دلیل را نام ببریم، باید به یک واقعیت روشن اشاره کنیم و آن این است که یزد یک استان صنعتی و معدنی است و بخش عمدهای از خطوط و ظرفیت حمل و نقل ریلی آن، عملاً در اختیار قطارهای باری برای جابهجایی محصولات و مواد اولیه معادن قرار گرفته است. بارهایی که عمدتاً مواد خامی مانند سنگآهن و نظایر آن هستند؛ موادی که ارزش افزوده چندانی برای خود استان ایجاد نمیکنند اما زیرساختهای حیاتی منطقه را اشغال کردهاند و عملاً اولویت استفاده از این زیرساخت را به خود اختصاص دادهاند.
آمارهای رسمی این واقعیت را بیپرده نشان میدهند؛ طبق آمار منتشرشده حمل و نقل ریلی کشور در سال ۱۴۰۴، تناژ بارگیریشده در 6 ماه ابتدایی سال در منطقه یزد به ۵ میلیون و ۱۵ هزار و ۵۵۴ تن رسیده و یزد از این نظر در رتبه نخست کشور قرار دارد. نکته قابلتوجه، فاصله معنادار یزد با منطقه بعدی است؛ منطقه شرق با ۲ میلیون و ۹۲۶ هزار و ۷۰۵ تن بارگیری در رتبه دوم قرار دارد؛ یعنی اختلافی میلیونی که خود گویای حجم فشاری است که شبکه ریلی یزد تحمل میکند.
جایگاه دهم یزد در جابهجایی مسافر ریلی!
در سوی دیگر این ماجرا، آمار جابهجایی مسافر قرار دارد. در همین بازه ۶ ماه ابتدای سال جاری، تعداد مسافران جابهجا شده از طریق راهآهن یزد ۲۴۷ هزار و ۶۵۰ نفر بوده؛ رقمی که در میان ۲۱ منطقه راهآهن کشور، یزد را در میانه جدول و یا به عبارتی دقیقتر در رده دهم جدول قرار داده است. این اختلاف فاحش میان رتبه نخست در حمل بار و رتبه میانی در جابهجایی مسافر، تصویری روشن از اولویتبندی موجود ارائه میدهد.
نکته قابلتوجه دیگر، حجم نیروی انسانی فعال در منطقه یزد است. اداره کل راهآهن یزد طبق آخرین آمار در خردادماه سال جاری، دارای یکهزار و ۴۶ نفر کارکن بوده و از نظر تعداد کارکنان شرکتی، پس از مناطق خراسان، تهران و آذربایجان، در رتبه چهارم کشور قرار دارد. اما متاسفانه مجموعه این دادهها نشان میدهد که این حجم از فعالیت و ظرفیت در منطقه یزد، بیشتر به نفع صنایع و معادن تمام شده است تا مردم.
در چنین شرایطی، بدیهیترین حق شهروندان، یعنی دسترسی مناسب به حمل و نقل ایمن و منظم، به حاشیه رانده میشود. مردم منطقه هزینه کمبود ظرفیت، فرسودگی زیرساخت در اثر عبور و مرور قطارهای باربری و اولویتبخشی به حمل بار را با محدود شدن سفرهای مسافربری میپردازند. این همان نقطهای است که توسعه نامتوازن خود را نشان میدهد؛ جایی که منافع اقتصادی بخشی خاص، بر نیازهای عمومی جامعه غلبه میکند!
بار معادن بر دوش زیرساخت عمومی یزد
اگر صنایع و معادن برای تداوم فعالیت خود به ظرفیتهای ریلی گسترده نیاز دارند، منطقی است که در تأمین و توسعه این زیرساختها نیز نقش فعالتری ایفا کنند. احداث خطوط ریلی اختصاصی برای حمل بار، سرمایهگذاری در افزایش ظرفیت شبکه و مشارکت واقعی در پروژههای حمل و نقل، حداقل انتظاری است که میتوان در قالب مسئولیت اجتماعی از این مجموعهها داشت. تکیه صرف بر زیرساختهای عمومی و محدود کردن حرکت قطارهای مسافربری و نادیده گرفتن حق مردم، نه راهحل پایداری است و نه حتی قابل دفاع.
مسیرهایی مانند یزد - مشهد نمونه روشنی از این نابرابری هستند؛ مسیری که هم در بخش جادهای با مشکلات ایمنی و پروژهای نیمهتمام مواجه است و هم در بخش ریلی با محدودیت شدید ظرفیت. نتیجه چنین وضعیتی، افزایش فشار بر مردم و کاهش کیفیت زندگی آنهاست؛ مردمی که نقشی در تصمیمهایی که برای این حوزه گرفته شده نداشتهاند، اما بیشترین هزینه را پرداخت میکنند.
در همین فضا، قرار است قطارهای مسافربری پنج ستاره در مسیرهای ریلی یزد راهاندازی شوند؛ اقدامی که در جای خود قابل تقدیر است و میتواند بخشی از ضعف کیفیت خدمات مسافربری را جبران کند. ارتقای سطح قطارها قدم مثبتی است و نمیشود آن را نادیده گرفت؛ اما این اتفاق، مسئله اصلی راهآهن یزد را حل نمیکند. کیفیت بالاتر قطار، زمانی معنا پیدا میکند که ظرفیت، نظم و دسترسی هم وجود داشته باشد. وقتی بخش عمدهای از خط ریلی استان همچنان در اشغال حمل و نقل باری معادن است، اضافه شدن چند قطار باکیفیت، تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمیکند.
توازن در بهرهبرداری حلقه مفقوده راهآهن یزد
واقعیت این است که راهآهن یزد امروز بیشتر شبیه بازوی پشتیبان معادن است تا یک خدمت عمومی برای شهروندان. استفاده از زیرساخت عمومی، بدون مشارکت جدی در توسعه آن، قابل دفاع نیست. اگر معادن و صنایع بزرگ انتظار دارند از ظرفیت ریلی استان استفاده کنند، طبیعی است که سهم خود را هم در افزایش این ظرفیت بپردازند. نمیشود بار توسعه را روی دوش زیرساخت عمومی گذاشت و در مقابل سهم مردم را در استفاده از آن به حداقل رساند!
تأکید بر این نکته ضروری است که این بحث از سر تقابل و یا مخالفت با صنعت و معدن نیست بلکه مسئله بر سر توازن است. زیرساختی که با منابع عمومی ساخته شده، باید قبل از هر چیز پاسخگوی نیاز عمومی باشد. بدون بازنگری در این رویکرد و بدون مشارکت واقعی بهرهبرداران بزرگ در توسعه شبکه، هر بهبود مقطعی، فقط مسکّنی کوتاهمدت خواهد بود، نه راهحل.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!